خرید بک لینک
در فراخنای مشرقیم

کوچ دوباره ای را به انتظار نشسته ام

سلسله جبال های دلتنگیم

طاق تمام آرزوهایم را

با سر پنجه های غرور خود خراشیده اند

دردی بزرگ در تارو پودم زبانه می کشد

از سیمرغ

از دیو

از افسانه

از کابوس

از تمام مسیرهای کوشش

و تلاش و تمنا

خسته ام

همیشه دویده ام با گام هایی مردانه

خواستم ولی نتوانستم

و امروز اعتراف می کنم

همیشه خواستن توانستن نیست

بی عدالتی در رگ و پوست ما جا خوش کرده است

تقدیر تنها نقشی از موهبتست

که درها را بروی ما یک به یک می بندد

و حال تسلیم

منتظرم

مگر بیفتد اتفاقی که در توان من نیست

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:57 توسط فراز| |

برچسب: نویسنده: یوسف اسدی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 2:13

صفحه بندی