خرید بک لینک

یار من باش که با تو غزلی ساز کنم

سر کویت بگیرم سفر آغاز کنم

دل خود را شکافم به هوا خواهی تو

دست نا محرم و محرم ز برت پاک کنم

در برم آرام بخوابی و من چون سایه تو

با عطش های نفسم گونه ات داغ کنم

آنقدر شعر سرایم برایت شب و روز

کز همه عالم و آدم تو را ممتاز کنم

در میخانه ی قلبم گشایم بر تو

دف زنم رقص کنم سینه را چاک کنم

تو بمانی و من و محفل عشاقی دل

دل ببندم در ببندم ، همه را خار کنم

عاقبت افسانه سرایند ز وفاداری ما

گر تو مجالم دهی که تو را یار کنم

برچسب: نویسنده: یوسف اسدی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:49

صفحه بندی