بعضی خاطرات از جایی شروع می شوند
با تو همسفر می شوند
می خواهی بکنی شان
از جانت پرتابشان کنی
اما
نمی شود
هر آن سراغت می آیند
سمباده می شوند
روحت را می خراشند
از تنهاییت انتقام می گیرند
بغض می شوند
راه نفست را می بندند
ناخودآگاه بالشتت را تر می کنند
قاتلی می شوند در عمق وجودت
چون خوره از درون فرسوده ات می کنند
و هیچ پزشکی تشخیص شان نمی دهد
جز خاطرات رنجورت
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدی